نوعی سوسک در شهر ما یافت میشود که به زبان محلی به ان کجول می گویند
از ویزگی آن این است که در طی چند روز از جای خود تکان نمی خورد وحرکت چندانی نمی کند و میتوان گفت حشره ای گوشه گیر و منزوی است .
شاید آنرا در روی دیوارها ی زیر زمین دیده باشید .
نظر ما بر این است فردی که این مثال برای او اطلاق می شود منظور گوینده ادمی است که مثل این حشره به انزوا کشیده شده و رفتار طبیعی و عادی ندارد .
به طور ساده : ادمی که اخمو ، عبوس و گوشه گیر شده است و دنبال بامبول است تا طرف خود را اذیت کند و یا دستگاهی که چنین وضعی را دارد.
البته این نظر ما است و شاید هم دلیل دیگری داشته باشد ولی تا کنون نظر دیگری در این باره نشنیده ام .
به نظر شما این جواب درست است؟
دایی
اردیبهشت یه جورایی با باقلا پیوند خورده. این روزا توی منطقه ما، باقلا حرف اولو میزنه و باقلا منطقه کاشان و آران و بیدگل، توی کشور معروفه.... پس بد نیست در مورد خواص باقلا بیشتر بدونیم.
باقلا
باقلا گیاهی است علفی و یکساله که ارتفاع آن تا 80 سانتیمتر می رسد. برگهای آن متناوب و مرکب است که دارای برگچه هایی بشکل تخم مرغ می باشد. گلهای باقلا درشت و سفید که دارای لکه های سیاه و یا بنفش است. میوه آن که همان باقلا است دارای غلافی پوشیده از کرک بطول تقریبا 12 سانتیمتر است. در هر غلاف تعدادی دانه قرار درد . گل و شاخه گلدار ، میوه و تخم باقلا مصارف طبی دارند.

ترکیبات شیمیایی: در صد گرم دانه باقلا سبز و خام مواد زیر موجود است:
آب: 72
گرم
پروتئین: 8/4 گرم
مواد چرب: 0/4 گرم
نشاسته : 15/8 گرم
کلسیم:
28 میلی گرم
فسفر: 155 میلی گرم
آهن: 2/2 میلی گرم
سدیم: 40 میلی
گرم
پتاسیم: 470 میلی گرم
ویتامین آ: 220 میلی گرم
ویتامین ب 1: 0/3 میلی
گرم
ویتامین ب 2 : 0/18 میلی گرم
ویتامین ب 3 : 1/5 میلی گرم
ویتامین ث:
30 میلی گرم
ارسنیک: 0/02 میلی گرم
ضمنا باقلا دارای ماده ای بنام فیتین Phytine می باشد که بسیار مغذی است و تقویت کننده بدن است . این ماده کلسیم بدن را تامین می کند باقلا غذای خوبی است برای دوران نقاهت.

خواص دارویی: باقلا از نظر طب قدیم ایران سرد و تر است و گل آن گرم می باشد .
1)دم کرده گل باقلا ضد تشنج و ادرار آور است.
2)دم کرده گل باقلا سنگ کلیه را دفع می کند و برای قولنج های کلیوی مفید است.
3)جوشانده باقلا برای ورم مثانه مفید است.
4)جوشانده باقلا اثر خوبی در رفع رماتیسم دارد.
5)از جوشانده باقلا برای درمان نقرس استفاده کنید.
۶)باقلا را اگر با آب سرکه و آب بپزید و با پوست بخورید اسهال مزمن را درمان می کند.
٧)برای رفع گرفتگی صدا در باقلا را با روغن بادام و قند مخلوط کنید و بخورید.
٨) برای رفع کوفتگی و ورم پستان، باقلا را با آب جو مخلوط کرده و با سرکه و نعناع بپزید و ضمادی را که بدست می آید روی ورم و کوفتگی قرار دهید.
٩)ضماد در باقلا را با شنبلیله و عسل برای نرم کردن دمل و ورم بناگوش و زیر چشم مفید است.
١٠)جوشانده باقلا شکم روشهای مزمن را برطرف می کند.
١١)ضماد باقلا جوش و کورک را می رساند و چرک را خارج می کند.
1٢)برای درمان تکرر ادرار از جوشانده ریشه باقلا استفاده کنید.
١٣)جوشانده سر شاخه های باقلا مستی مشروبات الکلی را برطرف می کند.
١۴)برای رفع التهاب و درد نوک انگشتان و ناخن باید یک مشت برگ باقلا را با نیم لیتر آب جوشانید و بگذارید کمی سرد شود و انگشتان خود را بمدت دو ساعت در آن قرار دهید تا برطرف شود.
1۵)نان خوشمزه بمقدار 2% در باقلا به آن اضافه کنید.
مضرات : باقلا در بعضی از اشخاص
تولید نفخ و سنگینی سر و معده می کند برای جلوگیری از این عوارض باید ابتدا باقلا
را پوست کنده و بجوشانید و آب آنرا دور بریزید . سپس به آن مقدری آب اضافه کرده و
بعد از پختن با روغن بادام و ادویه گرم مانند دارچین و فلفل بخورید.
مصرف باقلای تازه ممکن است تولید مسمومیت و حساسیت شدید بکند که گاهی موجب مرگ می شود بنابراین باید در خوردن باقلای تازه و خام احتیاط کنید. معمولا اشخاصی که به باقلای تازه حساسیت دارند فاقد یک آنزیم مخصوص هستند.
این شبا، خونه ماجون من حال و هوایی دیگه داره، روی اجاق باقلا باره و وسط اتاق هم بچه ها و نوههای ماجون من مشغول شکستن باقلا و مقشّر کردنش هستند.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نکته :
به گفته قدیمی ها باقلا با ماست و لبنیات رابطه خوبی نداره و باعث دل درد می شه .
از این رو فصل باقلا که میشه ماجون من همیشه میگه حواستون جمع باشه :
"ماست و با قلا نه خر خُورد نه عاقلا"
دایی
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در روز مادر همه ی ما به دیدن مادر خود می رویم و این روز را به این فرشتگان روی زمین تبریک می گوییم.
اما یادمان نرود مادران و ماجون هایی هم هستند که کسی را ندارند تا به آن ها سر بزنند .
آن ها را هم فراموش نکنید.





مادران و ماجون های عزیز و مهربان روزتان مبارک.

همیشه در قلبمان جای دارید.
من هم روز ولادت حضرت فاطمه(س) و روز گرامیداشت مقام زن و روز مادر را به همه همه مادرهای عزیز، مخصوصا مادر من و ماجون من تبریک عرض می کنم.
حیفم اومد که چند جمله زیبا برای مادرای مهربون ننویسم.
آدمها:
وقتی کودکند می خواهند برای مادرشان هدیه بخرند ولی پول ندارند .
وقتی که بزرگتر می شوند ، پول دارند ، ولی وقتِ هدیه خریدن ندارند.
وقتی که پیر می شوند ، پول دارند ؛ وقت هم دارند ، ولی مادر ندارند !

و اما داستان خلقت زن و گفتگوی بین خدا و فرشته:
بايد قابل شستشو باشه ولي پلاستيكي نباشه. بيش از 200 قسمت قابل حركت داشته باشه كه قابل تعويض باشند. و بايد بتونه از همه جور غذا استفاده كنه.بايد بتونه هم زمان سه تا بچه رو در آغوش بگيره . با يه بوسه كه از زانوي زخمي تا قلب شكسته رو شفا بده. و همه اينها رو بايد فقط با دو تا دست انجام بده.
به سلامتی همه مادرها
چه بگویم از تو مادر که صفای خانه هستــی
که یگانه تکیه گاهم تو در این زمانه هستــی
چه کسی رسد به پایت به وفا و مهربانــــــی
به محبت وصـــفایت،به جهان یگانه هســتـی
روز مادر بر همه مادربزرگ ها ، مادرها و خانم های خانه ی این آب و خاک و مخصوصاً ماجون من مبارک باد.
امشب طبق سال های قبل در خانه ماجون من....................................
یک جمعه و ماجون من
عصر بود.
ماجون من تنها در آخرین نقطه اتاقش بر روی تخت سلطنت نشسته بود. وقتی سلام کردم تازه فهمیدم خلوتش را به هم زده ام. زودتر از من دست مهربانش را برای دست دادن به جلو آورد. از احوالاتش جویا شدم گفت الحمدالله .
نگرانی از چشمهایش پیدات بود . دلیلش را پرسیدم . چیزی نگفت.
قسمت بیشتر خانه سایه شده بود. آروم آروم با هم به حیاط رفتیم و او روی یکی از تخت ها جلوس کرد.و سراغ بقیه را ازمن گرفت . و حالا دلیل نگرانیش را فهمیدم . منتظر بقیه بود.گفتم می آیند. هنوز دیر نکرده اند.
کم کم صدای قدم ها ، بچه ها ، بزرگترها، موتور ها و ماشین ها شروع شد وهمه آمدند. پسر ها ، دخترها ،دایی ها ، خاله ها ، نوه ها و البته داماد جدید. موقع اذان جمعیت حدود 40 نفری در خانه حضور داشتند.جمعیتی که در طول هفته چند شبی در کنار مهربان ترین مادر بزرگ دنیا ساعتی را می گذرانند.جمعیتی که مهر و محبت این خانه را با هیچ چیز دیگر عوض نمی کنند.مهر و محبت خانه ای که الگویی برای کل خاندان است و این ها همه از برکت وجود مادر است.
شب شد.
بر روی یکی از تخت ها عده ای مشغول پاک کردن شوید بودند و عده ای باقالا مقشر می کردند. ویکی این شعر از سند بادنامه را می خواند.
عاجز شوم و فروگذارم نیکو باشد سخن مقشر ( مقشر = کوتاه و کوچک )
در گوشه ای دیگچه آش روی گاز بود . و عزیز همه ماجون با نگاهش مدیریت می کرد . آش پشتِ پا سلمان بود .من را که دید گفت بچش و نظرت رابگو . آخه همه می دانند که چقدر من آش دوست دارم و نظرم چقدر مهم است.!!!
در آن طرف حیاط بزرگ خانه ، بازی والیبال با تور جدید به شور و هیجان خودش پیگیری می شد و مثل همیشه تیم دایی ها از تیم نوه ها عقب بود .بچه های کوچکتر نیز دوچرخه سواری می کردند.
چون دیگر تخت ها جای نشستن نبود فرشی را پهن کردیم و وتازه واردها روی آن نشستند.ر ضا با اون تریپ مخصوصش معرکه گرفته بود .بابای سید سجاد به مناسبت تولدش شیرینی می داد. همه از هفته ای که گذشت صحبت می کردند یکی از کاندیدها ، یکی از گرانی و... و سرباز جدید ماجون من – سلمان – از اردکان تعریف می کرد. امروز مرغ های جواد کمتر تخم داده بودند و او نیز تخم مرغ را گران تر می فروخت . ولی باز هم همه از او خریدند. (و خلاصه جای دایی ، مجتبی و چند تای دیگر خالی بود که پر کردیم.!!!!)
کم کم اهالی برای رفتن آماده می شدند . تا با انرژی کامل خود را برای مدرسه ، دانشگاه ، اداره وکارهای خانه در هفته آینده آماده سازند.
...و همه رفتند . ماجون ماند و تنهایی. (و نوه ای که باید شب در کنارش می ماند.)
عشــق است و حقیــــقت
مهــــر است و محــــبت
این است همه زندگــــانی
در جوش بهاری، آواز قنـــــاری
این است بهـــــــار جاودانـــــــی
پیغام شقـــــایق، با آن دل عـــــــــاشق
این است پیام زندگانـــــــی ، مهربانـــــــی
خدای عاشقان به خلقت ماجون چه عاشقانه رسید
******************************************
زمین و آسمان، طلوع اختـــــــران،
شکوه ماجونــــــــا،ماجونــــــــا ،ماجونــــــــا
خدای عاشقان به خلقت ماجون چه عاشقانه رسید
********************************************
وقتی که پیچد در کوهســـــــــــاران،
پیام عاشقانه است از زندگانـــــــی
خدای عاشقان به خلقت ماجون چه عاشقانه رسید
فلانی تو کونِ کجول رفته است.
یا
فلان دستگاه تو کونِ کجول رفته است.
اصلا هم از بیان نظر خود خجالت نکشید چون این یکی از ضرب المثل های شهر ما است و در ضرب المثل هم مناقشه نیست و در حال حاضر تمام مردم شهر ما از آن استفاده می کنند.
(به جز معنی ضرب المثل ، وجه تسمیه آن را هم بگویید)
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جواب:
نوعی سوسک در شهر ما یافت میشود که به زبان محلی به ان کجول می گویند
از ویزگی آن این است که در طی چند روز از جای خود تکان نمی خورد وحرکت چندانی نمی کند و میتوان گفت حشره ای گوشه گیر و منزوی است .
شاید آنرا در روی دیوارها ی زیر زمین دیده باشید .
نظر ما بر این است فردی که این مثال برای او اطلاق می شود منظور گوینده ادمی است که مثل این حشره به انزوا کشیده شده و رفتار طبیعی و عادی ندارد .
به طور ساده : ادمی که اخمو ، عبوس و گوشه گیر شده است و دنبال بامبول است تا طرف خود را اذیت کند و یا دستگاهی که چنین وضعی را دارد.
البته این نظر ما است و شاید هم دلیل دیگری داشته باشد ولی تا کنون نظر دیگری در این باره نشنیده ام .
به نظر شما این جواب درست است؟
دایی
لانه کوچکی داشتم،آرامگاه خستگیم بود و سر پناه بی کسیم. طوفان تو آنرا در هم نوردید و آشیانه ام را از من گرفت.
این لانه کجای دنیای تو را گرفته بود؟
خدا گفت:
ماری در راه لانه ات بود و تو در خواب بودی ، باد را گفتم لانه ات را واژگون کند ،آنگاه تو از کمین مار پر گشودی.
چه بسیار بلاهایی که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی من بر خاستی !
برای تماشای عکسهای بیشتری از زلزله شُنبه بوشهر به آدرس وبلاگ مُسکن بروید.
حضرت فاطمه زهرا (س)
بر همه شیعیان جهان تسلیت باد.
شب شنبه شانزدهم فروردین است و نوه های ماجون من باید فردا صبح پس از حدود سه هفته تعطیلات شیرین و دلچسب عید نوروز با کوله باری از خستگی و غم و غصه پایان تعطیلات به سر کلاس درس بروند.
امشب در چشمان نوه ها اندوه و غم را به خوبی می توانستی ببینی.
چند تایی از آنها که در ایام عید تنبلی کرده بودند و پیک نوروزی شان را تکمیل نکرده بودند در حالی که با اخم و ناراحتی پیک نوروزیشان را ورق میزدند و نگاه میکردند با ۱۰۰۰ کیلو اجیل و شیرینی و شکلات نوروزی هم نمی توانستی بخوری.
به قول ابوذر امشب دانش آموزان در زمان خواب بهتر است هم نوا شده و این ذکر را ۱۳۹۲ با تکمرار کنند:
مکن ای صبح طلوع
و به قول خودم:
شانزدهم دریای خون شد* نوه ای با پیک برون شد
سه فردی که در تصویر زیر مشاهده می کنید، چه کسانی هستند؟

از راست به چپ: ریز علی خواجوی (دهقان فداکار)، حسن امیدزاده (معلم گیلانی که برای نجات 30 دانش آموزش در شعله های آتش سوخت)، پدر حسین فهمیده
که هیچ کس پاسخ نداد، در نتیجه جایزه آن بین من و دایی تقسیم می شود!!!

این تصویر را چند ساعت قبل در صحن اسماعیل طلایی حرم امام رضا(ع) گرفتم و بصورت آنلاین به همه خوانندگان وبلاگ ماجون من در این روزهای بهاری و عید نوروز به عنوان عیدی تقدیم میکنم.
امیدوارم که قسمت تمام شما عزیزان باشد که هر چه زودتر به این مکان مقدس مشرف گردید و
البته ماجون من و تمام فرزندان ونوه های گل ایشان.
شام یا ناهار اول ماجون من به آن شام با ناهاری گفته میشود که در یکی از اولین روزهای عید نوروز
ماجون من با جمع کردن تمام اعضای خانواده بزرگ خود اعم از فرزندان عروسان دامادها نوه ها و نتیجه ها به پختن آن غذا در حیاط بزرگ خانه خود پرداخته و همه را دور هم جمع کرده و از آنها پذیرای مفصلی می کند و ضمن تبریک عید نوروز و دادن عیدی به همه آنها شادی نوروزی را نیز به آنها هدیه می کند از فواید این کار این است که تمام اعضای خانواده بزرگ خود را حداقل برای یک بار در سال دور هم جمع می کند.کاری که شاید در مواقع دیگر سال غیر ممکن باشد یعنی جمع کردن همه خانواده اعم از کوچک وبزرگ.
حضور تمام خانواده ها و افراد در این مراسم شام خوران الزامی است مگر به دلایل موجه از جمله مسافرت و غیره مثل امسال که بنده با خانواده در مسافرت می باشم.
امید است که چنین مراسم های سنتی و اصیل ما ایرانیان در تمام خانواده ها نهادینه شود و در این مراسم ها کینه ها وکدورت ها کنار رود.و همه ی اعضای خانواده سعی کنند همدیگر را دوست داشته باشند و به یکدیگر احترام بگذارند .
طبق سال های گذشته، امسال هم بچه ها و نوه های ماجون من همت کرده و امروز(روز اول سال 1392) رهسپار کوه های اطراف کاشان شدیم. امسال ششمین سال متوالی بود که این حرکت ورزشی-تفریحی صورت می گرفت تا دور هم بودن را از داخل اتاق نشستن به کوه ها بکشانیم، هر چند که امسال غایب بزرگی به نام دایی را داشتیم (دایی شب گذشته عازم مشهد شد).

به نظر من تفریحات از این دست، در میان خانواده های بیدگل به ندرت صورت می گیرد(مخصوصا در بین بانوان، که اصلا اتفاق نمی افتد)، پس چه خوبه که ورزش های گروهی مثل: کوهنوردی، ریگ نوردی و ... در میان خانواده ها رواج پیدا کند.
آغاز سال ۱۳۹۲ را از طرف وبلاگ ماجون من
به همه ی خوانندگان و وبلاگ نویسان و تمام همشهریان
و بخصوص نوه ها و فرزندان این سرزمین به ویژه
ماجون خوب و گل خودم و نو ه های نازنینش تبریک می گویم.
هم اکنون از جوار حرم امام رضا(ع) نایب الزیاره همه عزیزان هستم.
عید نوروز بر شما مبارک.
دایی
مشهد۱۳۹۱.۱.۱
ساعت ۱۸:۰۰
همه فرزندان و نو ه ها و نوشره ها ی ماجون های خوب شهرمون و ماجون من
لحظه تحویل سال ۱۳۹۲ فردا
چهارشنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۱ساعت ۱۴ و ۳۱ دقیقه و ۵۶ ثانیه
سر سفره هفت سین ماجونشون باید حاضر باشند.
سال نو پیشاپیش بر همه مبارک باد.